ايل قشقايي ، يكي از بزرگترين ايلات ايران در همسايگي ايلات خمسه در استان فارس سكونت دارند سواحل جنوبي استان به شكل حاشيه اي به طول حدود 250 كيلومتر و عرض 30 تا بيش از 50 كيلومتر قلمرو گرمسيري ( قشلاق ) آنهاست قلمرو سردسيري ( ييلاق ) بيشتر در شمال استان و از نظر وسعت به مراتب كوچكتر از قلمرو گرمسيري و در حدود نصف آن است مناطق سردسيري بر خلاف قلمرو گرمسيري كه همه يكپارچه و به هم متصل ميباشند بيشتر پراكنده اند. در محدوده فوق قشقايي ها و سكنه ايلات خمسه سكونت دارند . (3)

افرادي كه در تاريخ ايل قشقايي مطالعاتي داشته اند نوشته اند كه ايل قشقايي قبل از دوره صفويه از قفقازيه شمال ايران كنئني نقل مكان دادند و سپس در زمان شاه عباس ( 998_1038) آنها را به فارس كوچاندند ، هر چند كه طايفه فارسي مدان قبل از قشقايي ها در منطقه اقامت داشته اند و نامي از آنها برده شده (4) . 

در كتاب باورد تا ابيورد به نقل از مجمع تواريخ آورده شده است كه : جد بزرگ قشقايي ها را امير( قاضي شاه لو قشقايي ) ميدانند و ميگويند كه نامبرده جمعي از تركان قشقايي را بدور خود جمع نموده بر آنها رياست ميكرد ، فرزند زاده امير قاضي به نام ( جاني آقا قشقايي ) بوده كه از ساحب منسبان دربار شاه عباس محسوب ميگردد . (5)

و (پيمان) در مطالعات خود درباره قشقايي ها آورده است : در زمان سلطان محمد غزنوي در سال 396 (ه ق ) گروهي از ايلات خلج در خراسان و حوالي مرو ساكن بوده اند ، بعدها به علت بد رفتاري لشكريان محمود گروهي از تركان ( از جمله خلجها) به كرمان ميروند و از آنجا به سبب تعقيب ماموران سلطان محمود به اصفهان و از آنجا به آذر بايجان ميروند ، پس از آذربايجان به عراق آمده و به همراه عراقيها (تركان ساكن دراين نواحي كه مستقيما آمده بودند) اغلب اضطرارا به دامنه هاي جنوبي سلسله جبال زاگرس كوچ ميكنند بدين ترتيب ميتوان گفت اولين رسته هاي تركان جنوب عراقيها و خلجها هستند كه حدود يك هزار سال پيش از جيهون گذشته وارد ايران شدند و پس از نقل مكان و مهاجرت هاي متعدد به فارس آمدند و ايلات قشقايي ترك زبان را تشكيل دادند (6)

و نگارنده فارسنامه ناصري منشا طايفه اينانلو ها را كه گروهي از آنان قشقايي هستند و بيشتر آن از خمسه هاي فارس هستند را از تركستان ميداند كه با مغل به ايران آمدند .(7)

اما انچه مسلم و مبرهن است تيره هاي مختلف قشقايي به يكباره وارد فارس نشدند و بلكه دسته هاي مختلف آن به تدريج مهاجرت كرده اند و به هم پيوسته اند و نيرومند شده اند .(8)

در فارسنامه ناصري آمده است كه در سال 1234 براي اولين بار قشقايي ها داراي ايلخان شدند و پيش از اين ايل بيگي مرسوم بود (9) و اولين ايلخان همان جاني خان بود كه بعدها فرزندش دختر والي فارس را به عقد خود در آورد (10)

كريستوفر ساكس د ركتاب خود آورده است كه انگليسي ها رسما از قوام الملك والي فارس خواستند كه ايلخان قشقايي را تعويض نمايد (11)

سردار عشاير قشقايي با روي كار آمدن رضا خان به نمايندگي شوراي ملي رسيد و به سال 1311 خورشيدي به همرا ه پسرش به زندان افكنده شد و به سال 1312 خورشيدي در زندان كشته شد (12)فارس و جنگ بين الملل جلد 2 ص 38

مورخان و سياحاني كه به ديدار اين ايل آمده اند مطالبي در مورد اين ايل نوشته اند كه در مواردي اشتباه نموده اند ،

عبدا... شهبازي مورخ در مورد قسمتهايي از كتاب :

پي‌ير ابرلينگ، كوچ‌نشينان قشقايي فارس، ترجمه فرهاد طيبي‌پور، تهران: شيرازه، چاپ اوّل، 1383، 

( Pierre Oberling, The Qashqai Nomads of Fars, The Hague: Mouton, 1974) 

ميگويد:"متن انگليسي كتاب فوق را در سال 1354 خوانده و در همان زمان فصل حوادث پس از جنگ جهاني دوّم آن را به عنوان كار دانشجويي ترجمه كردم. كتاب غيردقيقي است و منابع آن به‌طور عمده مصاحبه با برخي شخصيت‌هاي ايل قشقايي است كه به اغراق‌گويي و عدم دقت و تعصبات خانوادگي شهره‌اند. 

با وجودي كه ظاهراً مترجم محترم خود قشقايي است (بر اساس نام ايشان حدس مي‌زنم) ولي بي‌هيچ توضيح در زيرنويس برخي نوشته‌هاي غلط ابرلينگ را به فارسي برگردانده است. تصوّر مي‌كنم در اين‌گونه موارد بايد توضيحي با امضاي مترجم يا ناشر ترجمه فارسي در زيرنويس بر كتاب افزوده مي‌شد. مثلاً، ابرلينگ نام طايفه «قره چي» را «قره چاهي» نوشته و معني آن را «چاه تاريك». (ص 285) در زبان تركي، «چي» به معني «رودخانه» است و «قره» به معني «سياه». بارتولد واژه‌هاي «آق» (سفيد) و «قره» (سياه) در تركي قديم را نوعي تأكيد بر بزرگي و اهميت مي‌داند و تصوّر من نيز همين است. بنابراين، مثلاً، «قره چي» در واقع به معني «رودخانه بزرگ» است نه «رودخانه سياه». همين‌طور است نام‌هاي «قره‌قويونلو» و «آق‌قويونلو» كه در واقع به معني «صاحبان گوسفندان بسيار» است نه «صاحبان گوسفندان سياه» يا «صاحبان گوسفندان سفيد.» (متأسفانه كتاب‌هاي بارتولد در دسترسم نيست كه ارجاع بدهم.) 

ابرلينگ اسامي طوايف قشقايي را به شرح زير بيان كرده است: عمله، دره شوري، فارسيمدان، كشكولي بزرگ، شش‌بلوكي، كشكولي كوچك، قره چاهي [قره چي]، صفي خاني، نمدي. 

طوايف كشكولي بزرگ و كوچك و قره چي يكي هستند و ايل كشكولي نام دارند. طوايف كوچك و كم‌شمار صفي خاني و نمدي امروزه جزو ايل عمله هستند. ابرلينگ اشاره نكرده كه ايل عمله، به معناي يكي از ايلات پنجگانه قشقايي، اتحاديه‌اي است از طوايف متعدد كوچك كه در سال‌هاي پس از شهريور 1320 و دوران اقتدار ناصر خان و خسرو خان قشقايي منسجم شد و اطلاق نام «عمله» بر اين طوايف رسميت يافت. تا پيش از اين زمان، بزرگ- ايل قشقايي مشتمل بر ايلات پرشمار كشكولي، دره‌شوري، شش‌بلوكي و فارسيمدان بود و قريب به چهل طايفه كوچك. رساله‌ خطي منتشرنشده‌اي در دست است با عنوان «شرح حال ايلات قشقايي» كه به دوران حكومت اكبر ميرزا صارم‎الدوله بر فارس تعلق دارد و براي او نوشته شده؛ يعني قدمت آن به اواخر دوره احمد شاه مي‌رسد. در اين رساله، به‌نقل از حمزه خان و پسرش ميرزا عبدالله خان كشكولي (مرحوم مهندس عبدالله كشكولي، متوفي بهار 1378)، اسامي و تعداد افراد 43 طايفه قشقايي و نام كلانتر هر طايفه ذكر شده است. طايفه عمله يكي از اين 43 طايفه است و طوايفي كه پس از شهريور 1320 جزو ايل عمله به‌شمار مي‌رفتند، و اين عنوان امروزه رايج شده است، به عنوان طوايف مستقل ذكر شده‌اند. در رساله فوق درباره ايل عمله چنين آمده است: «نوكران ايلخاني، در تحت‌نظر خودشان، قشلاق خنج و افرز، ييلاق سميرم.» در جاي ديگر شمار طوايف قشقايي در زمان حكومت فرمانفرما، يعني سال‌هاي جنگ اوّل جهاني، ذكر شده و چنين آمده است: «طايفه عمله و نوكرباب كه متعلق به خوانين است، خانوار يكهزار و هفتصد، سوار چهارصد، تفنگچي ششصد نفر.» طبق رساله فوق، در گذشته دور ايل قشقايي مشتمل بر 63 طايفه كوچك بوده كه اسامي آن‌ها نيز ذكر شده است. 

مطالب رساله فوق مؤيد نظر اينجانب در كتاب مقدمه‌اي بر شناخت ايلات و عشاير (تهران: نشر ني، 1369) است كه قشقايي را اتحاديه‌اي از ايلات و طوايف ترك زبان تعريف كرده بودم كه بر اساس اقتدار خوانين به‌تدريج انسجام يافته است. طوايف كوچك در طوايف بزرگ مستحيل شدند و اين فرايند به تشكيل چهار ايل بزرگ فارسيمدان، دره شوري، كشكولي و شش‌بلوكي انجاميد. در دوران اقتدار صولت‌الدوله، كه رؤساي برخي از اين ايلات، مانند محمدعلي خان كشكولي، بسيار مقتدر و ثروتمند بودند و از او تمكين نمي‌كردند، تلاش براي جذب طوايف كوچك به ايل عمله و پرتوان كردن بازوي نظامي ايلخاني آغاز شد. در سال‌هاي پس از شهريور 1320 نيز، كه ناصر خان و خسرو خان قشقايي، براي مانور در مقابل حكومت مركزي به نيروي نظامي پرشمار نياز داشتند، فرايند جذب طوايف كوچك به ايل عمله تداوم يافت و در نتيجه ساختار ايل قشقايي به پنج ايل بزرگ (عمله، فارسيمدان، دره شوري، شش‌بلوكي و كشكولي) تقسيم شد.

ابرلينگ مدعي است كه به سران ايل قشقايي لقب «ايلخاني مملكت فارس» اعطا شده بود (ص 16). اين نيز اشتباه است. رؤساي ايل قشقايي بسته به نوع حكمي كه از حكمران وقت فارس دريافت مي‌كردند ايلخان تمامي قشقايي، در مواردي ايلخان برخي از ايلات قشقايي و در مواردي ايلخان ايل قشقايي و ايل ديگر بودند. مثلاً، در سال 1310 ق.، يعني در اواخر حكومت ناصرالدين‌شاه، حاجي نصرالله خان قشقايي از سوي ركن‌الدوله (حاكم فارس) به عنوان ايلخان ايلات قشقايي و عرب منصوب شد و با اين سمت به جنگ با شورشيان ايلات بهارلو و عرب رفت. ولي در دوران متأخر قاجاريه سران ايلات كشكولي (محمدعلي خان و حيدرعلي خان) و دره شوري (اياز كيخا) مستقل از صولت‌الدوله (ايلخان) بودند و مستقيماً از حكمران فارس حكم مي‌گرفتند. در فارس ايلات و طوايف متعدد غير ترك زندگي مي‌كردند و «ايلخان قشقايي» رئيس ايلات و طوايف غير ترك ساكن فارس نبود هر چند در مواردي، بسته به نظر حكومت، دامنه اقتدار او ساير ايلات را نيز در برمي‌گرفت. مثلاً، ايلات لر ممسني و كهگيلويه، طوايف كوه‌نشين كوهمره سُرخي و جروق، و ايلات خمسه به‌طور سنتي تابع ايل قشقايي نبودند و رؤساي آن‌ها مستقيماً از سوي حكومت فارس منصوب مي‌شدند. ولي در سال‌هاي پس از شهريور 1320 ناصر خان و خسرو خان قشقايي داعيه رياست تمامي ايلات و طوايف فارس، و در واقع حكومت بر كل منطقه فارس، را داشتند؛ به اين دليل در نزاع با عشاير غير قشقايي قرار گرفتند و كار به جايي كشيد كه در 5 شهريور 1325 محمد خان ضرغامي، رئيس ايل باصري، را در شهر شيراز دستگير و مدتي او را زنداني كردند

موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: درباره قشقايي، جيران قشقايي، گروه هنري جيران،


تاريخ : ۲ مهر ۱۳۹۴ | ۰۸:۵۱:۵۱ | نویسنده : محمد سرداري | نظرات (0)
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :
[ ]
.: Weblog Themes By BlackSkin :.